الشيخ أبو الفتوح الرازي

6

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

المى باشد در دل به فوت كارى [ 104 - پ ] مأخوذ من حزن الارض و هى الارض الغليظة . مجاهد گفت : آيت در جماعتى از مزينه آمد . محمد بن كعب القرظي و محمد بن اسحاق گفتند : در هفت كس آمد از قبايل مختلف . واقدى گفت : هفت مرد انصارى بودند ، چون بگريستند و مردمان رغبت ايشان در جهاد بشناختند ( 1 ) ، عثمان دو مرد را بر - نشاند و عبّاس دو را ( 2 ) ، و يامين بن كعب بن النضر سه كس را . واقدى گفت سى هزار مرد با رسول - عليه السلام - به تبوك حاضر بودند . * ( إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ ) * ، آنگه حق تعالى چون عذر معذوران بخواست و بگفت : * ( ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ ) * ، باز نمود كه : آنان كه بر ايشان سبيل است به دست و زبان و مذمّت ، ايشان كيستند ؟ گفت : راه بر آنان است ، يعنى ملامت ( 3 ) به ( 4 ) آنان راه يافته است كه از تو دستورى مىخواهند و ايشان توانگرند . « واو » ، حال راست ، ايشان راضىاند بدان كه با خوالف از زنان و كودكان و بازماندگان و بيماران بنشينند ، و خداى توفيق از ايشان باز گرفته است ، و مهر بر دلهاى ايشان نهاده ، بر آن تفسير كه داديم ، ايشان چيزى نمىدانند . آنگه حق تعالى از غيب خبر داد ، گفت : آن معذران ( 5 ) متخلفان باز پس ماندگان متوانيان از جهاد ، چون شما باز آييد ، بيايند و از شما عذر خواهند و تعلَّل كنند و چاره جويند در ارضاى شما ، نگر ! عذر ايشان نپذيريد ، بگو ايشان را كه : عذر مخواهيد كه خداى تعالى خبرهاى شما با ما داد . و اعتذار ، اظهار چيزى باشد كه اقتضاى عذر كند . و فرق ميان توبه و اعتذار آن است كه : توبه ، رجوع باشد از سيّئتى كه واقع شود ، و اعتذار اظهار آن باشد كه اقتضاى آن كند كه آن سيّئه واقع نبود ، براى آن كه توبه با خداى درست بود و اعتذار درست نبود . و قبول عذر بعضى علما گفتند واجب باشد چون صاحبش بر حق بود ، و قال الشاعر : فان يك ذنبي كل ذنب فانه محا الذنب كل المحو من جاء تائبا قال آخر :

--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بدانستند . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : دو مرد را . ( 3 ) . مج و ملامت . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بر . ( 5 ) . مج ، لب : اين معذوران .